دعوت به گفتگو

کوچکتر که بودم ، همیشه می گفتند که اگر می خواهی سرِ صحبت را با یک دوست جدید باز کنی ، هیچ واژه ای بهتر از سلام نیست. هم وطن عزیزم سلام . هرچند این تازه شروع یک آشنایی جدیداست و ما هیچ یک همدیگر را به درستی نمی شناسیم ، اما می خواهم خواهش کنم که تا پایان این نامه ،پابه پای من بیایی و زلف کنجکاوی را به پای اعتمادِ متقابل گره بزنی. چه بسیار دوستی های چند ساله و رفت و آمدهای مکرّر و روزانه که از یک نامه کوتاه ، یک گفتگوی اندک و یا یک ملاقات مختصر ریشه گرفته اند.

به یقین در دنیای امروز و در هیاهوی مدرنیسم ،آنچه به شدت خودنمایی می کند ، آرا و اندیشه های متفاوت است . دنیای امروز ، دریای دیدگاه های مختلف است . و در این میان برخی اندیشه ها شاخص تر و هیاهوی اطرافشان بیشتر است . بهائیت یکی از این تفکرات دامنه داری است که در جامعه امروز ما به بحثی داغ تبدیل شده. بحثی داغ ، شاید به داغی یک فنجان قهوه گرم که نوشیدنش در زمستانی سرد و بی روح ، آرامشی دل انگیز است . و یا شاید هم داغ ، به داغی آتشی سوزان که تمام هستی یک جنگلِ سرسبز را می سوزاند . نمی دانم کدامیک. اما خوب می دانم که پاسخِ تمام ندانستن ها ، کاوش است،ضرب آرا و عقاید است ،غواصی در اقیانوس تفکرات گونه گون است . باید دست به دست ِخِرد داد و از میان انوار ِمتکثّر ِعقاید ، آن حقیقت نورانی را لمس نمود و اندیشه ها را به نورانیتِ حقیقت روشن ساخت. و دانایی حاصل گزینش و بلکه بِه گزین کردن ِ این عقاید است . مطمئن هستم که شما هم بامن موافقید که گفتگو مناسب ترین ، بهترین و دوستانه ترین راه کسب دانایی است. گفتگو راهی برای آزاده بودن وآزادانه اندیشیدن ، به دور از هواداری های جانبدارانه و تقلیدهای کورکورانه و با دوری از تعصب ، تحجر و جزم گرایی افراطی و خالی از هرگونه انجماد فکری ، سیال و روان اندیشه کردن است . مهم نیست متدین به چه دیانتی و متعلق به چه تفکری باشیم قطعا شما هم تصدیق می کنید که اگر بخواهیم متدینی متمدن و متمدنی متدین باشیم ، باید اخلاق را چاشنی گفتمان دینی کنیم و بامحوریت خردگرایی به گفتگو بنشینیم .

من به عنوان یک مسلمان شیعه ، به حرمت آزادی بیان و به نام تحرّی حقیقت ، شما دوست عزیز را به گفتگویی گرم و صمیمانه پیرامون بهائیت در بستری از اخلاق و عقلانیت دعوت می کنم و امیدوارم که در خواست این دانشجوی مکتب حقیقت را رد نکنید

/ 0 نظر / 9 بازدید