جوابیه یک بهائی به نامه دادستان

جناب دادستان کل کشور محترم، می گویند عقیده آزاد است ولی نباید موجب تحربف افکار گردد. باید از ایشان پرسید کدام آثار بهائی موجبات انحراف افکار را فراهم می آورد؟ البته موجب تنویر افکار می شود،یعنی ارهان را روشن می کند دیگر حنای ایشان رنگی نخواهد داشت ، زیرا در دیانت بهائی فرد باید خود برای عقیده و ایمانش تصمیم بگیرد ، دیگر نباید مقلد و دنباله روی امثال جناب دادستان باشد و حتی برای کوچکترین امور زندگانی از علما و روحانیان اجازه بگیرد. در دیانت بهائی آخوند و کشیشی و جود ندارد . دیگر آن که دیانت بهائی مردم را دعوت به صلح و محبت و مهربانی می کند و به همه تعلیم یگانگی و وحدت می دهد. دیگر جائی برای کینه وبغض و عداوت نیست ،جنگ معنی نمی دهد !

در دیانت بهائی زنان باید دوش به دوش مردان در ساختن جامعه ای بهتر حرکت کنند ،تربیت زنان و دختران حتی واجب تر است . دیگر فکر زنان حصر در شوهر داری نمی شود که مردان صرفا به آنها به چشم کالائی جهت تامین نیازهای جنسی خویش بنگرند . زنان باید در زمره دانشمندان ، جامعه شناسان ،هنرمندان ، مقامات مملکتی باشند و اداره امور جامعه را به دست گیرند و صندلی جناب دادستان را برای اجرای عدالت اشعال کنند تا بیش از این دست هایشان به خون بیگناهان آلوده نشود. زیرا بر اساس آثار بهائی نظم عالم بر دو پایه و ستون قائم است : مجارات و مکافات . دیانت بهائی تعلیم و تربیت را برای جمیع افراد جامعه اجباری می داند حتی نفوسی که از عهده مخارج آن بر نمی آیند جامعه موظف است تربیت آنان را به عهده بگیرد. در دیانت بهائی وظیفه وجدانی هر فرد است که هر روز و شب به تلاوت آیات و ذکر الهی بپردازد و این با روش و سلوک جناب وزیر اطلاعات همخوانی ندارد چه اگر اهل راز و نیار به درگاه پروردگار بکتا بودند تاثیراتش در اعمال و گفتار ایشان پدیدار بود . هرگز مثل آب خوردن دروغ نمی گفتند زیرا معتقد بودند که در امور الهی حساب و کتابی هست و این گونه نیست که هر چه دل تنگ شان می خواهد بگویند ولو تهمت و افترا و دروغ باشد. در دیانت بهائی تهمت و افترا در ردیف عمل زنا ست و کفر گفتن بهتر از دروغ گفتن است.

جناب دادستان کل کشور محترم، خود به حقانیت دیانت بهائی واقف هستند اگر نبودند هرگز بیان نمی کردند با این تشکیلات برخورد قاطع خواهد شد و تا انهدام کامل آن اقدام خواهد شد. به یقین مبین بدانید نور الهی خاموش شدنی نیست "یریدون ان بطفئوا نورالله بافواههم ویابی آلله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون (سوره 9،آیه 32)( می خواهند نور الهی را خاموش کنند و ابا دارد خدا مگر آنکه تمام کند نور خود را و اگر چه کراهت دارند کافران ).

جناب دادستان کل کشور محترم، تشکیلات بهائی را عیر قانونی اعلان می نمایند زیرا بر خلاف حکومت جمهوری اسلامی ایران بر اساس انتخاباتی آزاد و عمومی بدون عربده و های و هوی و پروپاگاند و نامزدبازی با اصل امانت داری به نحوی که حتی افراد خانواده نباید از آرا ء یکدیگر مطلع باشند صورت می گیرد و این نمانیدگان منتخب خود را خادم جامعه خویش می دانند و در اداره امور جامعه و رسیدگی به مشکلات آنها از هیچ کمکی دریغ نخواهند کرد. آنها جامعه را پشتیبانی می کنند ،تشویق می نمایند و به تک تک افراد اجازه ملاقات می دهند تا مشکلاتشان را با آنها در میان بگدارند و در حل آنان سعی و مجاهدت می نمایند . این نمایندگان در نهایت خضو ع و خشوع و به دور از تکبر و غرور سلوک می نمایند. جناب وزیر اطلاعات محترم، دیانت بهائی به افرادش آموخته که تا توانید موری میازارید و سر مار ی مکوبید تا چه رسد به انسان. عموم اهل عالم باید از ضر دست و زبان شما آسوده باشند. بیت العدل اعظم الهی در پیام مورخ 9 فوریه ،2009 فرموده اند ۀ" دشنام را با تحیت و سلام پاسخ گوئید و حتی با ظالمان به رافت و مهربانی و صبر و شکیبائی مقابله نمائید."

جناب دادستان کل کشور محترم ، در فکر دنیای بعدتان باشید که عنقریب باید در پیشگاه الهی حاضر گردید و دستتان خالیست و باید از خجالت و شرمساری آب شوید زیرا صرافان وجود به جز عمل پاک و خالص قبول نکنند.

جناب دادستان کل کشور محترم، دیانت بهائی مقصود آفرینش را عرفان حق می داند و شناسائی حق فقط از طریق مظاهر ظهورش میسر و ممکن خواهد بود . نشانه و آیات ایمان در وجود هر نفس بر اساس دیانت بهائی به لفظ نیست ایمان در دیانت بهائی شامل شناسائی مظاهر ظهور و عمل به موجب تغالیم آنها ست. جناب وزیر اطلاعات محترم دیانت بهائی مقام انسان را بلند می داند اگر به انسانیت مزین باشد والا پست تر از جمیع مخلوق مشاهده می گردد. از انسان باید خیری و نفعی ظاهر شود والا همچون حطب یابس لابق و سزاوار سوختن است .

جناب دادستان کل کشور محترم
،"جای تأسّف است که اهل افترا بهائیان را مخالف و حتّی دشمن اسلام می‌شمرند." (پیام مورخ 28 جولای ،2008). ایشان خوب می دانند ،دیانت بهائی با اسلام ضدیتی ندارد و شاهد و گواه آن این قسمت از آثار بهائی نازله از قلم مبارک حضرت بهاءالله است که می فرمایند و "ان تکفروا بهذه الآیات فبای حجه آمنتم بالله من قبل..."(ادعیه حضرت محبوب ، ص 183)( اگر به این آیات کافر شدید پس چگونه به خداوند از قبل ایمان آورده اید ؟ دیانت بهائی ،دیانت اسلام را به عنوان شریعت مبارکه غرا یاد می کند و حضرت محمد (ص) را "سراج وهاج نبوت کبری "،"سرور کائنات " و "نیر آفاق " می داند که به اراده الهی از افق حجاز اشراق نمود ؛ حضرت امیرالمؤمنین (ع) را "بدر منیر افلاک علم و معرفت» و""سلطان عرصۀ علم و حکمت" می داند. . آیا با وجودی که بعضی از روی بی لطفی و بی خبری به اشاعه اکاذیب می پردازند جامعه بهائی همچنان باید سکوت اختیار کند تا موجب جرات و جسارت این گونه نفوس گردد؟" دیانت بهائی برای حضرت سیدالشهداء زیارت نامه دارد و مقام و منزلت ایشان را می ستاید و از ایشان به عنوان ،" فخر الشّهداء"،"نیّر الانقطاع من افق سماء الابداع" ذکر می کند. حضرت عبدالبهاء در سفرهایشان به اروپا و آمریکا اثبات حقانیت دیانت اسلام را در کنیسه ها و کلیسا ها می فرمودند و در مراسم تشییع ایشان عده کثیری از اهالی منطقه شام ، از جمله هزاران نفر مسلمان برای ادای احترام به مقام ایشان حضور داشتند" پیام مورخ 31 اکتبر ،2008 جناب وزیر اطلاعات محترم چرا دیانت بهائی را بالعکس معرفی می نمایند ؟ علت چیست ؟ به منظور انتشار این مظالب عاری از حقیقت است که بهائیان مهر سکوت را شکسته اند و تعالیم و اصولشان را به هموطنان خویش اراءه می نمایند تا بدانند بهائیان هنچ مخالفتی با دیانت مقدس اسلام ندارند و شان و مقام حضرت محمد (ص) را می ستایند .

جناب دادستان کل کشور محترم، حضرت بهاءالله می فرمایند و" انسان عزیز است چه که در کل آیه حق موجود ولکن خود را اغلم و ارجح و افضل و اتقی و ارفع دیدن خطائی است کبیر." "قل یا قوم خافوا الله و لا تکونوا من الظالمین اتقوالله و لا تکونوا من الحاهلین ."( بگو ای قوم بترسید از خداوند و از ظالمین مباشید ، از خداوند بترسید و از نادانان مباشید)

جناب دادستان کل کشور محترم، حضرت بهاءالله احزاب مختلفه را به اتحاد دعوت می نمایند و به نور اتفاق می خوانند . ایشان خطاب به اهل عالم می فرمایند : "مذهب الهی از برای محبت و اتحاد است او را سبب عداوت و اختلاف منمائید و نیز می فرمایند : " امروز انسان کسی است که به خدمت جمیع من غلی الارض قیام نماید ."

جناب دادستان کل کشور محترم، محور اساسی تعالیم حضرت بهاءالله اصل وحدت عالم انسانی است . بهائیان از طفولیت به نونهالان خود می آموزند ،" سراپردهٴ یگانگی بلند شد به چشم بیگانگان یکدیگر را مبینید همه بار یک دارید و برگ یک شاخسار" آنها معتفدند تعصب بینان انسانیت را ویران و تباه خواهد نمود و باید آنرا با نیروی محبت و نوعدوستی از میان برد. اساس تعصبات جهل و نادانی است و مغلوب نموده آن موجب رشد و اعتلاء بینش و دانش و همکاری و مشارکت برای نیل به اهدافی مشترک و والا ست(پیام مورخ 28 جولای ،2008).

جناب دادستان کل کشور محترم، تاسیس نهاد امنیت اجتماغی که در روزنامه ایران مژده اش را دادند این بود که به جان عده ای بی گناه بیفتند و از زور و قدرت خویش برای نابودی شان استفاده کنند؟ نتیجه اش این شد که به جای مال و ناموس ایرانیان از پایه های های ظلم و استبداد و دیکتا توری حمایت شود؟ شما به خوبی می دانید که رهبران در بند جامعه بهائی و زارت اطلاعات را در جریان امور جامعه قرار می دادند و این خود نشانه حسن نظر و بیگناهی آنهاست والا همچون گروهک های تروریست که در اطراف و اکناف پراکنده هستند تشکیلات زیرزمینی داشتند و موجبات هلاک صد ها هزار نفر را فراهم می آوردند و خود را از نظرها پنهان می داشتند نه این که با حمله ناگهانی مامورین اطلاعات به منزلشان ابدا خم به ابرو نیاورند و در کمال تسلیم و رضا با آنها به مقصدی که برایشان تعیین می شوند بروند.

جناب دادستان کل کشورمحترم
، چرا در کشور فقر بیداد می کند ؟ چرا بی بند و باری ، فحشا و اعتیاد در بین جوانان و نوجوانان گسترش یافته ؟ چرا پایه های ایمانی مردم ایران زمین سست شده و مردم از دین بیزار شده اند ؟ چرا تورم سیر صعودی پیدا کرده ؟آچرا در دستگاههای قضاوت و امنیتی نفوس ذی صلاح وجود ندارند ؟ چرا مردم اعتماد و اطمینان شان را نسبت به صاحب منصبان دولتی از دست داده و می دهند ؟ علت چیست ؟ آیا در این گونه امور هم بهائیان دست ادر کار هستند ؟ قدری انصاف باید و شاید!

نوشته شده توسط spring در سایت www.newsaqar.net

/ 10 نظر / 10 بازدید
مهدی شاهرخی

مثل اینکه دوستان بهایی از کتب دینی خود اطلاع کافی ندارند که دست به انتشار اینگونه جوابیه ها میزنند درکتاب گنجینه حدودو احکام به ضرورت اطاعت از حکومت اشاره شده(باب 75 کتاب)

یک دوست

الله ابهی به تمام اهل بها و تمام بهایی دوستان و تمام افرادی که دیانت بهایی را می شناسند یا نه. یک سوال همین اول کاری.قبل از این که خیلی بخواهیم تند بریم: چه کسی گفته که جناب دادستان لرزه بر اندامشان افتاده است؟ اشتباه نکنید من نمی خواهم طرفداری محض از دادستان بکنم ولی سوال است برایم که ترس ایشان کجا نمایان شده است؟ حالا اگر می خواهی تند بری اشکال نداره این چند تا سوالو جواب بده: 1/شاید در یک شهری نیرو های امنیتی متوجه شوند که دزد ویا قاتلی آمده و امنیت مردم در خطر است. نگرانی نیرو های امنیتی در این مورد آیا حقانیت قاتل را اثبات می کند؟ 2/این که دیانت بهایی بر حق است با این که دیانت بهایی قدرتمند است دو چیز است . یک موقع می گویند دیانت بهایی برحق نیست یک موقع می گویند قدرتمند نیست. من نمی خواهم بگویم بر حق است یا نیست می خواهم بگویم اگر کسی قدرت داشت دلیل بر حقانیت اش هست ؟یا این که مظلوم بود دلیل بر حقانیت اش است؟ 3/ نمی شود جناب دادستان بدون این که جانشان را در کفشان بگذارند ادعای خود را ثابت کنند؟ در ضمن خواهش می کنم ابتدا ثابت کنند دیانت بهایی یک دین الهی (حتی منسوخ شده مانند دیانت مسیحی است) بعد از

یک دوست

الله ابهی البته که هر کسی بعد از اسلام, آخرین و بر ترین و زیبا ترین دینی که آن را درست نشناخته ایم ,بیاید و ادعای قیام مهدی(علیه السلام) بکند و در دنباله آن ادعای دیانت جدید بکند,البته که مردم را از مسیر حق دارد منحرف می کند و ادعای انحراف افکار که در دیانت بهایی است بیجا نیست.

یک دوست

الله ابهی البته که هر کسی بعد از اسلام, آخرین و بر ترین و زیبا ترین دینی که آن را درست نشناخته ایم ,بیاید و ادعای قیام مهدی(علیه السلام) بکند و در دنباله آن ادعای دیانت جدید بکند,البته که مردم را از مسیر حق دارد منحرف می کند و ادعای انحراف افکار که در دیانت بهایی است بیجا نیست.

یک دوست

در دین مقدس اسلام ایمان و اعتقادامری قلبی است .برای اعتقاد داشتن به ولایت امیر مومنان حضرت علی علیه السلام اجاز گرفتن از هیچ تشکلی لازم و جایز نیست.

گفته بودیم الله ابهی ولی نه به این غلظت

اگر در دیانت بهایی جایی برای کینه و بغض و عداوت نیست چرا این آقای محترم چنین نامه ای به دادستان نوشته اند و از ایشان خواستارند جان بر کف شوند؟ [دست]

گفته بودیم الله ابهی ولی نه به این غلظت

در باب 75 کتاب گنجینه حدود و احکام در وجوب اطاعت از حکومت و... آمده است: قوله تعالی باری به نص قاطع جمال مبارک روحی لاحبائه الفدا ابداً بدون اذن و اجازه حکومت نبید حرکتی کرد و هرکس بدون اذن حکومت ادنی حرکتی نماید مخالفت با امر مبارک کرده است و هیچ عذری از او مقبول نیست.این امر الهی است . ملعبه صبیان نیست. نتیجه این که به امر حکومت فعلی بهاییان باید مطیع کامل باشند و اعتراض به حکم دادستان برابر مخالفت با امر الهی است. [خداحافظ]با تشکر...

گفته بودیم الله ابهی ولی نه به این غلظت

کتاب گنجیه حدود و احکام باب75 صفحه 464: تکلیف احبای الهی اطاعت و انقیاد حکومت است خواه استقلال و خواه مشروطه انتهی. دوستان عزیز بهایی من به شما حق می دهم که بخواهم به امر فترت خود از آیینتان دفاع کنید ولی رهبربزرگ شا در گنجینه حدود و احکام بر شمااطاعت از حکومت را تکلیف کرده اند. یا کار شما غلط است و یا امر رهبرتان. اگر کار شما غلط باشد, یعنی امر خدا را نادیده گرفته و مرتکب خطا گشته اید. اگر امر رهبرتن غلط باشدچون این امر را منتسب به خدا می داند, یعنی رهبرتان احتمالاً دروع فرموده است. خودتان قضاوت بفرمایید.

هرچی تو بگی

حق پوشیده نمی ماند. اما من و تویی که حق را می بینیم باید درست قضاوت کنیم به دور از تعصبات. می دانم سخت است ولی از خداوند بخواهید یاریتان دهد تا حق را بپذیرید.

حقیقت

خیلی جالب است عزیزان بهایی مشغول مظلوم نمایی هستند و از اموزه های دینی خود بی خبرند یاخود رابه بی خبری میزنند و طبق معمول ماباید یاداوری کنیم که بابا یکم دست به مطالعه کتب دینی خود بزنید بعد شروع به هیاهو کنید مگر در کتاب گنجینه حدودو احکام نخوانده اید که حق اعتراض به حکومت ندارید وباید اطاعت کنید واین سخن به گفته خود حضرت عبد البها هیچ گونه تاویل و تفسیری ندارد و هر کس خلاف آن عمل کند مخالفت با امر مبارک کرده است خواه آن حکومت مشروطه باشد خواه ظالم وبه گفته خود حضرت عبدالبها اگر کسی مخالفت را بنا بر مصلحتی جایز بداند ضعف ایمان دارد (گنجینه حدود احکام باب 75)ما که نفهمیدیم حرف رهبران را قبول کنیم یا پیروانی که ضعف ایمان دارند قضاوت با شما